تبليغاتX
๑۩۩๑دهكده من ๑۩۩๑
 

تا کي غم آن خورم که دارم يا نه     وين عمر به خوشدلي سپارم يانه                          پر کن قدح باده که معلومم نيست        کاين دم که فرو برم برآرم يانه

   
     
 
 
 
بادي وزيد
برگي لرزيد
پرنده اي خواند
قلبي تپيد

ومن نشسته در ايوان
     به چه مي نگرم
         به چه مي انديشم
              به چه دل بسته ام

بادي وزيد
برگي افتاد
پرنده اي پريد
قلبي ايستاد

و من نشسته در ايوان
      در كجاي اين جهانم...



"از خودم"
 
 
   |    نوشته شده توسط مهدي
 
 
 



اگه يه روز دلت خواست گريه کني به من بگو .قول نمي دم بتونم بخندونمت اما مي تونم با تو گريه کنم.
اگه يه روز خواستي از اينجا بري نترس.به من بگو،قول نميدم تو رو از رفتن باز دارم اما ميتونم باهات بيام.
اگه يه روز نخواستي صداي کسي رو بشنوي به من بگو. قول مي دم سکوت کنم .
اما اگه يه روز صدام کردي و جواب نشنيدي زود بياو منو ببين،شايد اين منم که به تسلاي تو نياز دارم...


 
 
   |    نوشته شده توسط مهدي
 
 
  نادر ابراهيمي پس از 8 سال دست و پنجه نرم كردن بابيماري تومور روز 5شنبه 16 خرداد در سن 72 سالگي در منزلش در گذشت.
در گذشت اين نويسنده بزرگ معاصر را به همه دوستداران ادبيات تسليت مي گويم.



بخواب هلیا، دیر است. دود دیدگانت را آزار می دهد. دیگر نگاه هیچ کس بخار پنجره­ات را پاک نخواهد کرد. دیگر هیچ کس از خیابان خالی کنار خانۀ تو نخواهد گذشت. چشمان تو چه دارد که به شب بگوید؟ سگ های رویای عابری را که از آن سوی باغ های نارنج می گذرد پاره می کند. شب از من خالی ست هلیا. عابر در جستجوی پاره­های یک رویا ذهن فرسوده­اش را می کاود. قماربازها تا صبح بیدار خواهند نشست، و دود، دیدگانت را آزار خواهد داد. آنها که تا صبح بیدار می نشینند ستایشگران بیداری نیستند. رهگذر، پاره های تصورش را نمی یابد و به خود می گوید که به همه چیز می شود اندیشید، و سگ ها را نفرین می کند. نفرین، پیام آور درماندگی است و دشنام برای او برادری است حقیر...

در ادامه مطالب مي توانيد زندگينامه او را مشاهده كنيد

 
 
   |    نوشته شده توسط مهدي ادامه مطلب ... | 
 
 
 

در اين قسمت از سخنان نيچه فيلسوف معاصر براي دوستدارانش آوردم. اميدوارم كه بپسنديد:




عشق به يك تن بيرحمي است . زيرا به زيان ديگران تمام مي شود. عشق به خدا نيز چنين.

 حافظه ام مي گويد: من اي كار را كرده ام. اما غرورم مي گويد : من نمي توانم چنين كاري كرده باشم. ومحكم مي ايستد. سرانجام حافظه جا مي زند.

 آنكه نديده است آن دستي كه نوازش كنان مي كشد. زندگي را خوب ننگريسته است.

 اي فرزانه اخترشناس تا زماني كه ستارگان را چيزي بر فراز خويش مي بيني چشم اهل معرفت در تو نيست.

 آنچه انساني را والا مي سازد نه شدت احساسهاي والا بلكه مدت آنهاست.

 اي بسا طاووس كه چتر خود را از همه چشمي نهان مي دارد و آن را غرور خود مي داند.

 در روزگار صلح مرد جنگي به جان خود مي افتد.

 هولناك است از تشنگي در دريا هلاك شدن . چرا بايد حقيقت خويش را چنان نمك آلود كرد كه ديگر تشنگي را فرو ننشاند.

 غريزه: آنگاه كه خانه در آتش مي سوزد آدمي نهار خوردن را هم از ياد مي برد. آري اما پس از آن بر روي خاكسترها نهارش را مي خورد.

 تجربه هاي هولناك اين گمان را مي آورد كه نكند آنكه چنين تجربه هايي مي كند خود موجودي هولناك باشد.

 دانستن اينكه معشوق نيز عاشق را دوست مي دارد براستي مي بايد عاشق را از طبع معشوق سر خورده كند . "يعني چندان فروتن است كه تو را نيز دوست مي دارد؟ يا آن چنان احمق؟"

 درست آنگاه كه غرور ما زخم خورده باشد خود پسندي ما محال است كه زخم پذير باشد.

 خواست چيرگي بر يك خواهش نفساني در نهايت جز خواسته يك يا چند خواهش ديگر نيست.

 پرداختن به لذت جنسي چنان رشد شتاباني به تنه عشق مي دهد كه ريشه ضعيف مي ماند و به آساني بركندني.

 كسي كه راه رسيدن به آرمان خويش را نمي داند سبكسرانه تر و لااباليتر از كسي زندگي مي كند كه آرماني ندارد.

 خودپسندي ما ميل دارد كاري كه از همه بهتر انجام مي دهيم دشوارترين كارمان جلوه نمايد.

 آدمي همين كه شناختهاي خود را با ديگران در ميان مي گذارد ديگر آنها را چندان دوست نمي دارد.

 پيامدهاي كردارمان گريبانمان را مي گيرند. بي اعتنا به اينكه ما دراين ميانه خود را اصلاح كرده ايم.

 در دروغگويي معصوميتي هست كه نشان دهنده ايمان درست به مقصودي است.

 دروغ گفتنت نبود كه تكانم داد. بلكه اينست ديگر تو را باور ندارم.

 "از او خوشم نمي آيد"- چرا ؟ - "زيرا همترازش نيستم" آيا هرگز بشري چنين پاسخي داده است.

 
 
   |    نوشته شده توسط مهدي
 
 
 
دوست عزیز متن زیر از کتاب ارزشمند دکتر شریعتی (هبوط در کویر) است





عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه
واز روی بصیرت روشن و زلال.


عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و
هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند و
تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.


عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،
و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.
....

 
 
 
   |    نوشته شده توسط مهدي ادامه مطلب ... | 
 
 
 


ما چند بار زندگي ميكنيم؟
چند بار مي ميريم؟

ميگن وقتي انسان مي ميره درست 21گرم از وزنش كم ميشه
اين 21 گرم چه رمزي در خودش داره؟
چه چيزي رها ميشه؟
كي بايد به لحظه رهايي برسيم؟
چه بخشي از ما با اون ميره؟
چه چيزي باقي ميمونه؟

21گرم وزن چند تا سكه 5 سنتيه
وزن يك گنجشك مگس خواره
يا يه تيكه شكلات
اصلا وزن 21 گرم چقدره؟

 
 
   |    نوشته شده توسط مهدي
 
 
 
نشسته بودم تو اتاق . يه روز مثل ديگر روزاي لعنتي. بي اختيار ذهنم اين شعرو به ياد آورد:



دلتنگيهاي آدمي را باد ترانه اي مي خواند
روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد
و هر دانه برفي به اشكي نريخته مي ماند.

سكوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حركات ناكرده
اعتراف به عشقهاي نهان
و شگفتي هاي بر زبان نيامده
در اين سكوت حقيقت ما نهفته است
حقيقت تو و من
 
 
   |    نوشته شده توسط مهدي
 
 
 



تاريخچه شكل گيري گروه Pink Floyd



آغاز كار گروه را مي توان از سال 1966 دانست . قبل ازاين واترز ، ميسن و رايت (سه همدانشگاهي در لندن ) در قالب گروهي به نام سيگماشش فعاليت مي كردند. با پيوستن بارت و باب كلوز به گروه ، بارت نام گروه را به پينك فلويد Pink Floyd كه نام كوچك دو نوازنده قديمي آمريكايي به نامهاي فلويدكانسل و پينك اندرسون بود ، تغيير داد . پينك فلويد تا سال 1968 ميلادي به اين ترتيب به فعاليت خود ادامه داد و در اين مدت دوآهنگي تكي و يك آلبوم به نام ني زني بر دروازه هاي سپيده دم را منتشر كردند كه تا حدودي موفق بودند.

اما به تدريج رفتار بارت (مغز متفكر گروه ) غير عادي شد. استفاده بي اندازه از مواد توهم زا (از قبيلLSD) موجب شد تا بارت تدريجأ سر به جنون گذارد. هرچند بسياري تصور مي كردند كار گروه با كنار رفتن بارت تمام شده است ، اما با دعوت از ديويد گيلمور گروه مجددأ اوج گرفت.

اوج فعاليت هنري پينك فلويد بين سالهاي 1971 تا 1984 بود هنگامي كه گيلمور و واترز به يك زوج كاملأ موفق تبديل شده بودند. آخرين آلبوم پينك فلويد با حضور واترز در سال 1984 منتشر شد چرا كه بعد از آن واترز گروه را منحل اعلام نمود. اما گيلمور و رايت خواهان ادامه كار بودند و بعدها با دعوت از ميسن ، پينك فلويد جديد را تشكيل دادند. بدون حضور واترز دو آلبوم موفق لغزش آني در عقل و ناقوس جدايي را تا به امروز منتشر كرده اند....



بقيه در ادامه مطلب
 
 
   |    نوشته شده توسط مهدي ادامه مطلب ... | 
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور